مرگ "موقت"

خرید بک لینک

باید چیزی بین خواب و بیداری و مرگ در زندگی ام می گذاشت. یک خلسه، مثل یک مرگ موقت...

تا هر وقت بریده ام و مانده ام چه گلی به سر این همه آشفتگی بگیرم؛ بخزم در تختم و در این حالت فرو بروم.


برای بقیه هم عادی باشد که:

+فلانی را ندیدی؟

- موقتا مرده

+ آهان! پس بگو چند روزه نیست.


من به این خلسه احتیاج دارم؛ یک هفته، چند روز یا حتی چند ساعت. وقتش که تمام شد خودم بلند می شوم و ادامه می دهم... دیگر نمی توانم بدوم... پاهایم درد می کند،

خسته ام

خودش باید کاری برایم بکند.

_______________________

اسم مرگ که می آید تئوری کریهی می شود... اصل ماجرا را می خواهم... مردن چیز خوبی نیست، می دانم.

p.s: l'm done, any way...

عیدتون مبارک :)...

ما را در سایت عیدتون مبارک :) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 11:48

صفحه بندی